mohamadsabieimd.niloblog.com

خرید بک لینک
در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می باشند. در یکی از این گفتارها )که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است(، رسول اکرم )ص( می فرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". نام ، القاب، کنیه ها : نام مبارک آن حضرت، فاطمه است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است. فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه )س( به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند. کنیه های فاطمه )علیها السلام( نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ابیها و... مادر و پدر : همانگونه که می دانیم، نام پدر فاطمه )س( محمد بن عبدالله )ص( است که او رسول گرامی اسلام، خاتم پیامبران الهی و برترین مخلوق خداوند می باشد. مادر حضرتش خدیجه دختر خویلد، از زنان بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به اسلام گرویده است و پس از پذیرش اسلام، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور اسلام نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره )پاکیزه( یاد می شد و او را بزرگ زنان قریش می نامیدند. ولادت : حضرت فاطمه )س( در سال پنجم پس از بعثت و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای پیامبران است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم )دو فرزندم( سرور نوادگان می باشند." اکثر مفسران شیعی و عده ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر فخر رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه )س( تطبیق نموده اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه پیامبر اکرم ذکر نموده اند. مکارم اخلاق : سراسر زندگانی صدیقه طاهره )س(، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. که به یکی از آنها اشاره میکنیم : امام حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه )س(، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالی ترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می نمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب جمعه ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می پرداخت. و شنیدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا می کرد، آنان را نام می برد و بسیار برایشان دعا می نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه )س( گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه." مقام حضرت زهرا )علیها السلام( و جایگاه علمی ایشان : فاطمه زهرا )س(در نزد شیعیان اگر چه امام نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای امیر المؤمنین و دارای منزلتی عظیم تر از سایر ائمه طاهرین )علیهم السلام( می باشد. مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه )س( در جریان فدک، به روشنی بر احاطه فاطمه )س( بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می نماید. فاطمه )س(پس از پیامبر : با وفات پیامبر اکرم )ص(، فاطمه)س( غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آخرین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود. بیماری فاطمه )س( و عیادت از او : سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد . گاه به زحمت از بستر برمی خاست و کارهای خانه را انجام می داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر )ص(می رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر )ص( و دیگر شهدای احد حاضر می گشت و غم و اندوه خود را بازگو می نمود. در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه )س( از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه )س( حاضر گشتند. فاطمه )س( در این هنگام، این کلام پیامبر اکرم )ص( را که فرموده بود: "هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر )ص( را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه )س(، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود." وصیت : در ایام بیماری، فاطمه )س( روزی امام علی )ع( را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه )س( را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند. شهادت : سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه )س( آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود mohamadsabieimd.niloblog.com...

ما را در سایت mohamadsabieimd.niloblog.com دنبال می‌کنید

برچسب: توسط mohamadsabieimd,niloblog,com, نویسنده: mohamadsbieimd بازدید: 113 تاريخ: جمعه 16 اسفند 1392 ساعت: 13:37

ندگی نامه حضرت محمد )ص(: نام:محمد بن عبد الله حضرت محمد )ص( در تورات و برخى كتب آسمانى »احمد« ناميده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد )ص( پيش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را »احمد« ناميده بود. كنيه حضرت محمد )ص(:ابوالقاسم و ابوابراهيم. القاب حضرت محمد )ص(:رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امين، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذير، بشير، مبين، كريم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، يس، طه و... منصب حضرت محمد )ص(:آخرين پيامبر الهى، بنيان گذار حكومت اسلامى و نخستين معصوم در دين مبين اسلام. تاريخ ولادت حضرت محمد )ص(:روز جمعه، هفدهم ربيع الاول عام الفيل برابر با سال 570 ميلادى )به روايت شيعه(. بيشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول آن سال دانسته اند. عام الفيل، همان سالى است كه ابرهه، با چندين هزار مرد جنگى از يمن به مكه يورش آورد تا خانه خدا )كعبه( را ويران سازد و همگان را به مذهب مسيحيت وادار سازد؛ اما او و سپاهيانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابيل مواجه شده، به هلاكت رسيدند و به اهداف شوم خويش نايل نيامدند. آنان چون سوار بر فيل بودند، آن سال به سال فيل )عام الفيل( معروف گشت. محل تولد حضرت محمد )ص(:مكه معظمه، در سرزمين حجاز )عربستان سعودى كنونى(. نسب پدرى حضرت محمد )ص(:عبدالله بن عبدالمطلب )شيبة الحمد( بن هاشم )عمرو( بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر )قريش( بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان. حضرت محمد )ص(روايت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسيد، همان جا نگاه داريد و از آن بالاتر نرويد. اما در كتاب هاى تاريخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم)ع( ثبت و ضبط شده است كه فاصله بين عدنان تا حضرت اسماعيل، فرزند ابراهيم خليل الرحمن)ع( به هفت پشت مى رسد. مادر حضرت محمد )ص(:آمنه، دختر وهب بن عبد مناف. اين بانوى جليل القدر، در طهارت و تقوا در ميان بانوان قريشى، كم نظير و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد)ص( دو سال و چهارماه و به روايتى شش سال زندگى كرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى كه به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد)ص( و خادمه اش، ام ايمن جهت ديدار با اقوام خويش عازم يثرب )مدينه( شده بود، در مكانى به نام »ابواء« بدرود حيات گفت و در همان جا مدفون گشت. و چون عبدالله، پدر حضرت محمد)ص( دو ماه )و به روايتى هفت ماه( پيش از ولادت فرزندش از دنيا رفته بود، كفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثويبه )آزاد شده ابولهب( سپرد تا وى را شير دهد و از او نگه دارى كند؛ اما پس از مدتى وى را به حليمه، دختر عبدالله بن حارث سعديه واگذار كرد. حليمه گرچه دايه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى كرد. mohamadsabieimd.niloblog.com...

ما را در سایت mohamadsabieimd.niloblog.com دنبال می‌کنید

برچسب: info@gfu,irتوسط mohamadsabieimd,niloblog,com, نویسنده: mohamadsbieimd بازدید: 105 تاريخ: جمعه 16 اسفند 1392 ساعت: 13:16

ندگی نامه حضرت محمد )ص(: نام:محمد بن عبد الله حضرت محمد )ص( در تورات و برخى كتب آسمانى »احمد« ناميده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد )ص( پيش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را »احمد« ناميده بود. كنيه حضرت محمد )ص(:ابوالقاسم و ابوابراهيم. القاب حضرت محمد )ص(:رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امين، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذير، بشير، مبين، كريم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، يس، طه و... منصب حضرت محمد )ص(:آخرين پيامبر الهى، بنيان گذار حكومت اسلامى و نخستين معصوم در دين مبين اسلام. تاريخ ولادت حضرت محمد )ص(:روز جمعه، هفدهم ربيع الاول عام الفيل برابر با سال 570 ميلادى )به روايت شيعه(. بيشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول آن سال دانسته اند. عام الفيل، همان سالى است كه ابرهه، با چندين هزار مرد جنگى از يمن به مكه يورش آورد تا خانه خدا )كعبه( را ويران سازد و همگان را به مذهب مسيحيت وادار سازد؛ اما او و سپاهيانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابيل مواجه شده، به هلاكت رسيدند و به اهداف شوم خويش نايل نيامدند. آنان چون سوار بر فيل بودند، آن سال به سال فيل )عام الفيل( معروف گشت. محل تولد حضرت محمد )ص(:مكه معظمه، در سرزمين حجاز )عربستان سعودى كنونى(. نسب پدرى حضرت محمد )ص(:عبدالله بن عبدالمطلب )شيبة الحمد( بن هاشم )عمرو( بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر )قريش( بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان. حضرت محمد )ص(روايت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسيد، همان جا نگاه داريد و از آن بالاتر نرويد. اما در كتاب هاى تاريخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم)ع( ثبت و ضبط شده است كه فاصله بين عدنان تا حضرت اسماعيل، فرزند ابراهيم خليل الرحمن)ع( به هفت پشت مى رسد. مادر حضرت محمد )ص(:آمنه، دختر وهب بن عبد مناف. اين بانوى جليل القدر، در طهارت و تقوا در ميان بانوان قريشى، كم نظير و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد)ص( دو سال و چهارماه و به روايتى شش سال زندگى كرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى كه به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد)ص( و خادمه اش، ام ايمن جهت ديدار با اقوام خويش عازم يثرب )مدينه( شده بود، در مكانى به نام »ابواء« بدرود حيات گفت و در همان جا مدفون گشت. و چون عبدالله، پدر حضرت محمد)ص( دو ماه )و به روايتى هفت ماه( پيش از ولادت فرزندش از دنيا رفته بود، كفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثويبه )آزاد شده ابولهب( سپرد تا وى را شير دهد و از او نگه دارى كند؛ اما پس از مدتى وى را به حليمه، دختر عبدالله بن حارث سعديه واگذار كرد. حليمه گرچه دايه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى كرد. mohamadsabieimd.niloblog.com...

ما را در سایت mohamadsabieimd.niloblog.com دنبال می‌کنید

برچسب: info@gfu,irتوسط mohamadsabieimd,niloblog,com, نویسنده: mohamadsbieimd بازدید: 101 تاريخ: جمعه 16 اسفند 1392 ساعت: 13:10

ندگی نامه حضرت محمد )ص(: نام:محمد بن عبد الله حضرت محمد )ص( در تورات و برخى كتب آسمانى »احمد« ناميده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد )ص( پيش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را »احمد« ناميده بود. كنيه حضرت محمد )ص(:ابوالقاسم و ابوابراهيم. القاب حضرت محمد )ص(:رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امين، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذير، بشير، مبين، كريم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، يس، طه و... منصب حضرت محمد )ص(:آخرين پيامبر الهى، بنيان گذار حكومت اسلامى و نخستين معصوم در دين مبين اسلام. تاريخ ولادت حضرت محمد )ص(:روز جمعه، هفدهم ربيع الاول عام الفيل برابر با سال 570 ميلادى )به روايت شيعه(. بيشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول آن سال دانسته اند. عام الفيل، همان سالى است كه ابرهه، با چندين هزار مرد جنگى از يمن به مكه يورش آورد تا خانه خدا )كعبه( را ويران سازد و همگان را به مذهب مسيحيت وادار سازد؛ اما او و سپاهيانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابيل مواجه شده، به هلاكت رسيدند و به اهداف شوم خويش نايل نيامدند. آنان چون سوار بر فيل بودند، آن سال به سال فيل )عام الفيل( معروف گشت. محل تولد حضرت محمد )ص(:مكه معظمه، در سرزمين حجاز )عربستان سعودى كنونى(. نسب پدرى حضرت محمد )ص(:عبدالله بن عبدالمطلب )شيبة الحمد( بن هاشم )عمرو( بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر )قريش( بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان. حضرت محمد )ص(روايت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسيد، همان جا نگاه داريد و از آن بالاتر نرويد. اما در كتاب هاى تاريخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم)ع( ثبت و ضبط شده است كه فاصله بين عدنان تا حضرت اسماعيل، فرزند ابراهيم خليل الرحمن)ع( به هفت پشت مى رسد. مادر حضرت محمد )ص(:آمنه، دختر وهب بن عبد مناف. اين بانوى جليل القدر، در طهارت و تقوا در ميان بانوان قريشى، كم نظير و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد)ص( دو سال و چهارماه و به روايتى شش سال زندگى كرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى كه به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد)ص( و خادمه اش، ام ايمن جهت ديدار با اقوام خويش عازم يثرب )مدينه( شده بود، در مكانى به نام »ابواء« بدرود حيات گفت و در همان جا مدفون گشت. و چون عبدالله، پدر حضرت محمد)ص( دو ماه )و به روايتى هفت ماه( پيش از ولادت فرزندش از دنيا رفته بود، كفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثويبه )آزاد شده ابولهب( سپرد تا وى را شير دهد و از او نگه دارى كند؛ اما پس از مدتى وى را به حليمه، دختر عبدالله بن حارث سعديه واگذار كرد. حليمه گرچه دايه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى كرد. mohamadsabieimd.niloblog.com...

ما را در سایت mohamadsabieimd.niloblog.com دنبال می‌کنید

برچسب: info@gfu,irتوسط mohamadsabieimd,niloblog,com, نویسنده: mohamadsbieimd بازدید: 115 تاريخ: جمعه 16 اسفند 1392 ساعت: 13:08

حماقت مداوم ! در طول زندگي چهل و هشت ساله ام تا به حال اينقدر بي سر و سامان نبوده ام. وقتي به پيشنهاد مادرم با سيمين ازدواج کردم، فکر مي کردم خوشبخت ترين مرد دنيا شده ام. تک دختر يک خانواده تحصيلکرده بود. ليسانس داشت و دريک مدرسه شيمي درس مي داد. پدرش مديرکل اداره اي معتبر در استان بود و برادرانش هر ۲ پزشک بودند و مادرش نويسنده بود. اينقدر مفتون شرايط خانوادگيشان شده بودم که اصلاً سيمين را فراموش کردم. خيلي زود با کمک پدرم آپارتماني گرفتيم و زندگي مشترکمان را آغاز کرديم. از اولش هم زندگيمان خوب نبود ولي اين قدر اين طرف و آن طرف سرمان گرم بود که متوجه نمي شديم. مدتي گذشت و اولين اختلافاتمان به دعوا تبديل شد و دعواهايمان به سر سنگيني و قهر. بسيار خودخواه و از خود راضي بود. در خانه خودشان حرف حرف او بود، به هيچ کس جز خودش اهميت نمي داد. مادرم گفت: بچه دار که بشويد پايبند زندگي مي شود، اما اينطور نشد. زندگي او مدرسه بود و خانواده اش. وقتي متين به دنيا آمد خيلي خوشحال بودم ولي او فقط گريه مي کرد که گرفتار شده است و نمي تواند به علاقه مندي هاي شخصي اش برسد. ۸ سال همينطور زندگي کرديم تا اينکه تحمل من و نظراتم به قول خودش ديگر برايش امکان پذير نبود. خيلي زود خانواده اش طلاق او را گرفتند. من هم به خانه پدرم باز گشتم؛ سرخورده و شکست خورده و تحقير شده. خانواده اش با تکبري که داشتند زندگي مرا نابود کردند. يک سال گذشت و من گاهي متين را مي ديدم. همراه يکي از اعضاي خانواده سيمين مي آمد و سر ساعت به دنبالش مي آمدند و مي رفت. در يکي از همين روزها با مينا آشنا شدم. معلم ابتدايي بود و در ازدواج اولش شکست خورده بود. ظرف ۳ هفته ازدواج کرديم . ما در خانه او مستقر شديم. وقتي سيمين فهميد پيغام داد که تصميم دارد متين را به من بدهد. مينا پذيرفت اما دوباره سيمين اعتراض کرد و متين را پس گرفت. بعداز مدتي براي عذر خواهي با يک دسته گل به محل کارم آمد . ۶ روز تمام آمد و رفت تا من کوتاه آمدم و بدون اطلاع مينا دوباره عقدش کردم. هم مادر فرزندم بود و هم عذرخواهي کرده بود که اين کار از سيمين بعيد بود. اما ظاهراً قرار نبود آرامش به زندگي ما برگردد. هفته بعد مينا با خوشحالي خبر بارداري اش را به من داد و من بهت زده نگاهش کردم. وقتي فهميد که سيمين به زندگي من بازگشته است مرا به خانه اش راه نداد و وقتي سيمين فهميد مينا باردار است، باز قهر کرد وبه خانه پدرش رفت و مرا به طبقه اي از خانه شان که در اختيار ما قرار گرفته بود راه نداد. و حالا من بي جا ومکان نه خانواده اي از خود دارم و نه زندگي. حالت کسي را دارم که هويتش را از دست داده است و دربين نزديک ترين mohamadsabieimd.niloblog.com...

ما را در سایت mohamadsabieimd.niloblog.com دنبال می‌کنید

برچسب: info@gfu,irتوسط mohamadsabieimd,niloblog,com, نویسنده: mohamadsbieimd بازدید: 95 تاريخ: جمعه 16 اسفند 1392 ساعت: 12:36

صفحه بندی